محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
306
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
* * * اين حوادث و مصائب پس از آنكه بر ملت بازماندهء اندلس آيين مسيحيت را تحميل نمود او را به ملتى تازه بدل كرد كه در تاريخ : موريسيكها socsiroM يا مسلمانان حقير يا عرب مسيحى شده نام گرفت . البته اين تحميل بدون مقاومت و سركشى صورت نگرفت و نشانههاى شورش در مناطق كوهستانى كه هنوز جرقهاى از حماسهء دينى در دل ايشان بود پديد آمد . سياست اسپانيا در پى راهى بود كه براى هميشه خود را از آن معاهدات بىارزش برهاند ، عاقبت مجلس اسپانيا مقرر ساخت كه مسلمانان براى دين و دولت خطرى بزرگ محسوب مىشوند بويژه پس از آنكه حركتهاى شورشگرانه از آنان مشاهده شد . و آنان با برادران خود در مغرب و مصر و قسطنطينيه رابطه برقرار كردند . اين رأى قوت گرفت . مقرر شد كه مسلمانان همه بدون استثناء مسيحى شوند و كسانى كه مخالفت مىورزند اسپانيا را ترك گويند . اين قرار چون صاعقهاى در ميان مسلمانان منفجر شد و به زودى به گوش همگان رسيد و حميت و غيرت ديرين را در جانها برانگيخت و در بسيارى از نواحى غرناطه و ربض البيازين و البشرات اعلان شورش كردند . بخصوص در بلفيق و اندرش كه حاكم شهر مسجد مسلمانان را با باروت ويران كرده بود و در فيحار و جويجار و غير آن شورش از شدت وحدت بيشتر برخوردار بود . مسلمانان آهنگ آن كردند كه در راه دين و حريت خويش جانفشانى كنند ولى سلاح نداشتند و فشار سپاهيان مسيحى هم از حد برون بود . ازاينرو در همان روز نخست جمعشان را پراكنده ساختند و بسيارى را كشتند و زنانشان را اسير كردند و همه را جز اطفال كمتر از يازده ساله را كه براى مسيحى شدن مهيا بودند محكوم به مرگ كردند . سرانجام دلبستگى به موطن مألوف و خوف فاقه و روابط خويشاوندى بسيارى را مجبور كرد كه تسليم شوند و اذعان كنند و جان خود برهانند . حكومت پس از فرونشاندن شورش غرناطه و البيازين راه مدارا در پيش گرفت و كارگزاران خود و كشيشان را به اطراف فرستاد . اينان با وعده و وعيد مسلمانان را به كيش خود جذب كردند و بدينگونه در سراسر مملكت سابق غرناطه